header-photo

كوهنوردي زشت

روزي و روزگاري ، كه ابتداي كوه رفتنم بود ، تشويق كنندگانم مي گفتند كوهنوردي براي رسيدن به صلح و آرامش است اينجا خبري از رقابت و مردن براي فتح كردن و كشته شدن براي رسيدن نيست ، اما افسوس ، در سخني كه گوينده آنرا رياست فدراسيون كوهنوردي بيان مي كنند و در صفحه وب باشگاه دماوند نقل شده است ، اوج اينگونه كج فهمي از مردن براي رسيدن را مي بينيم كه شايد در همه ما رسوخ كرده باشد ، هدف قلة اي سنگيست و سنگواره شدن براي تاريخ نويسان فتح ، اما فتحي كه نه روح ما را اعتلايي مي بخشد و نه شعور ما را ، فقط قدرت ماهيچگان ما را توان و نيرو مي دهد ، تا روح گلادياتور پرور ما ، توان فتحي ديگر از اين دست را بيابد ..........
"آقای محمود شعاعی ضمن تاکید بر اهمیت ارج نهادن بر ارزشهای انسانی و ضرورت تاکید بر آن در هر برنامه ورزشی از سختی صعود به قله نانگاپاربات و تعداد بسیار زیاد کشته شدگان در تاریخ صعود به این قله و ضرورت برنامه ریزی دقیق در این صعود ها و لزوم پیروی اعضای تیم از دستورات سرپرستی و هماهنگی سرپرست با روحیات اعضای تیم سخن گفت و گفت که جا داشت با توجه به سختی برنامه صعود در این برنامه ،هر شش نفر عضو تیم صعود به قله کشته می شدند ولی اینکه فقط یکی از اعضا مفقود شده خود اقبال بلند اعضای تیم را نشان می دهد. "

سلام

اينجانب از سال 1375 در باشگاه كوهنوردي و اسكي دماوند فعاليت جدي خود را در زمينه كوهنوردي آغاز كرده ام. و محيط هاي كوه نوردي بسياري را ديده و با آنها در تماس بوده و هستم . در اين محيط ها بسيار
چيزها و ناچيزها ديده و شنيده ام ، اما متاسفانه ، كم چيزهاي قابل ارزش ، براي بيان ، بيان شده ديده ام و بسيار مطالب با ارزش تر از نحوه پيمايش و زمان قاپيدن قله و . . .كه مانده همچنان براي گفتن و يافتن ( البته از ديدگاه من )
شالوده بحث هاي ما، فقط گزارش هاي پياپي و خبر رساني از فلان و بهمان بوده و مي باشد . اوج دامنه آن ، برافراشتن علم پيروزي براي كسي و كساني ميباشد، ما نه توان و اجازه تحليلي آزاد و بياني آزاد داريم و نه آداب و كردار اين گونه گفتمان ها را ، جامعه " تك متكلم پرور ما " به ما آموخته است . . .

اما وبلاگي را كه در پيش رو داريد در جهت بررسي افكار و آرمان هاي كساني ميباشد كه به نحوي طبيعت را جايگاه فعاليت خود ساخته اند ، البته مي دانيم كه ، رشته هاي زيادي هستند كه طبيعت جز يا درصد زيادي از بستر حركتي آنها را در بر مي گيرد ، بعضي ها شالوده كاري بيشتر و بعضي ها شالوده ذوقي بيشتر ...
مثلا كساني كه در بحث مهندسي رودخانه فعاليت مي كنند ، ديدگاه كار و حرفه اي را بيشتر دنبال مي كنند و كساني هم مثل بنده از ديدگاه كوهنوردي بيشتر به طبيعت رجوع كرده ايم ...

بررسي انواع آرمان خواهي ها و هدف گذاريها در حيطه كوهنوردي


ورزش سازماندهي شده مقوله اي مي باشد كه عمده رويكرد آن ، به تواناييهاي جسمي و فيزيكي بر مي گردد . هدف رسيدن به سكو ، جايگاه و كسب رتبه مي باشد . براي همين ما شاهديم كه در مباحث متعالي تر اين گونه رويكرد و رويه هيچ جايگاهي در حوزه بيان انديشه بشريت ندارد . . . مي بينيم و هر روزه شاهديم كه در ميادين اينگونه رقابت ها ، چه رفاقت ها كه پايمال و چه حماقت ها كه به بار مي آيد . . . بهتر است با توجه به قابليتهاي ديگر فعاليتهاي كوهنوردي كه بسيار برتر و والاتر از فيزيك و تكنيك صرف مي باشد و همزمان با نگرشي كه از عشق وآگاهي اي كه از رخسار طبيعت در هر گاممان به كوهستان حاصل مي شود ، كوهنوردي سرزمينمان را از اين آلودگيها برهانيم ، تا شاهد پديدار شدن انسانهايي والا ، نظير" نادر ابراهيمي" باشيم . . .